داستان حضرت آدم قسمت(2)

 

...خداوند فرمود : ا ی فرشتگان !

خبر دهید مرا به نام اینها كه بر شما معروض شده،

اگر راست می گویید و چون فرشتگان اظهار عجز

كردند خطاب كرد به آدم (از جهت اظهار فضیلت و

ای آدم ! خبر ده ملائكه را كه » ( شرافت او به ملائكه

در پای منبر تو نشسته اند، به نامهای آن اشیاء

كه عرض به ایشان كرده بودم پس آن هنگام آدم خبر

داد ملائكه را به نامهای آن اشیاء، و چنانچه اسم

هرچه و منافع و مضار هر یك را اعلام ایشان كرد .

فرمود حق تعالی ملائكه را، آیا نگفتم شما را به

تحقیق كه من می دانم آنچه را پوشیده است از احوال

آسمانهاوزمینها!

سپس به فرشتگان دستورداد كه از روی تعظیم (نه

عبادت) به آدم سجده كنند، همه سجده كردند جز

ابلیس  كه از آتش بود (نه فرشته بود و نه از جنس

خاك)

او از این كار ابا كرد، خداوند از او پرسید :

چرا سجده نكردی؟ مگر ندانستی كه او آفریده دست

قدرت من بود؟ ابلیس كه خود را برتر از او می

دید، گفت : من بهتر از اوبودم . من از آتش آفریده

شده ام در صورتیكه او از گل آفریده شده و مخالفت

كرد و خداوند نیز به سبب این سرپیچی او را لعنت

كرد و فرمود : از اینجا خارج شو كه تو رانده شده

درگاه مایی تا قیامت مشمول لعنت هستی .

* * * *

- برگرفته از کتاب داستان پیامبران -

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مرداد 1389    | توسط: مصطفی زربافی    | طبقه بندی: داستان های مذهبی،     | نظرات شما()