گفتگوی ابراهیم با پدر!

(آزر بت پرست ومنجم درگاه نمرود بن كنعان بود .)

با پدرش اینگونه محاجه می نمود و می خواست او را

ازبت پرستی بازدارد، پدر برای چه می پرستی چیزی

را كه نه می شنود و نه می بیند و ترا بی نیاز

نمی سازد (فایده ای ندارد ) ؟ وادامه می داد ای

پدر من را خداوند علمی داده است اسم كه تو از

آن بی بهره ای، شیطان را پرستش مكن كه او برای

خداوند رحمان عصیان و سركشی نمود، من از خداوند

می ترسم كه عذابی برتو نازل شود و گ رفتار شیطان

شوی (ویار و همراه شیطان گردی ) آزر گفت : آیا از

خدایان ما روی می گردانی ای ابراهیم، اگر دست

بردار این كار خود نباشی، ترا سنگسار خواهم

كرد. ابراهیم گفت : سلام برتو (خداحافظ) من برای

تو ازخداوند طلب غفران و آمرزش می كنم.

* * * *

- برگرفته از کتاب داستان پیامبران -

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 مرداد 1389    | توسط: مصطفی زربافی    | طبقه بندی: داستان های مذهبی،     | نظرات شما()